فرهنگ

زبان

زبان مردم زنوز مانند سایر مناطق استان، ترکی (آذری) بوده و لیکن زبان نوشتاری رایج زبان فارسی است. تکلم به زبان فارسی تنها در میان جمعیت با سواد و بخشی از جمعیت که دورانی از زندگی خود را در مناطق فارسی زبان گذرانده‌اند امکان پذیر است و افراد بی‌سواد و مسن به ندرت قادر به تکلم به زبان فارسی هستند.

مذهب

مذهب اهالی زنوز شیعه جعفری است و اهالی زنوز به دین اسلام اعتقاد کامل داشته و به آداب و فرایض دینی همتی  وافر مبذول می‌دارند. وجود مسجد و حسینیه با سابقه تاریخی و نیز برگزاری مراسم عزاداری ایام محرم نشانگر توجه جدی و عمیق مردم به سنن مذهبی است.

عید نوروز

مردم زنوز هم همچون مردم سایر مناطق ایران در عید نوروز مراسمی را بر پا می‌کنند. چند روز مانده به عید، افرادی به زنوز می‌آیند و جلو در خانه‌ها می‌روند و با خواندن آواز، فرا رسیدن عید را نوید می‌دهند. به این افراد «سایاچی» می‌گویند.

سایاچی‌ها به در هر خانه‌ای که می‌روند صاحب‌خانه به فراخور حالش و به نسبت وسعت خود، هدیه‌ای به او می‌دهد. این هدیه می‌تواند پول نقد باشد، یا محصولاتی همچون سیب، پنیر و تخم‌مرغ. در واقع اعتقاد بر این است که باید «سایاچی» را که نوید دهنده بهار و عید و شادی است، راضی از در خانه بدرقه کنند.

خانم‌های خانه‌دار، خانه تکانی می‌کنند و با همکاری آقایان تمام فرش‌ها و رخت‌ها را می‌شویند؛ و خانه‌ها را رنگ می‌کنند.

چند روز مانده به عید همه جا بوی تازگی و طراوت می‌دهد و راه رفتن در کوچه‌ها بسیار دلچسب است.

در آخرین دوشنبه‌ی سال که به روز بازار معروف است، خرید عید انجام می‌شود. علت نامگذاری این روز به روز بازار، این است که در زنوزِ قدیم، در روزهای دوشنبه‌ی هر هفته، بازار هفتگی دایر میشد. به همین دلیل روز دوشنبه به «بازار گونی» یعنی روز بازار معروف بود.

علاوه بر خرید ملزومات خانه همچون شیرینی، آجیل، لباس و غیره، پدربزرگ‌ها دست نوه‌های کوچک خود و پدرها دست بچه‌های کوچک خود را گرفته و به بازار می‌برند و برایشان خرید می‌کنند. این یکی از لذتبخش‌ترین روزها برای بچه‌هاست که همواره در یاد و خاطره‌ی آنها به نیکی باقی می‌ماند.

چهارشنبه‌سوری در زنوز

در غروب آخرین سه‌شنبه‌ی سال که همان شب چهارشنبه است (چر شنبه آخشامی)، بچه‌ها و جوانان هیزم‌هایی را که قبلا آماده کرده‌اند، در پشت بام‌ها و حیاط خانه‌ها یا کوچه‌ها آتش می‌زنند و از روی آتش می‌پرند و آوازهایی مثل سرخی تو از من، زردی من به تو (سارولوغوم گتسین سنه قیرمیزیلیغین گلسین منه) سر می‌دهند.

رسم «باجالوق»

پس از مراسم چهارشنبه سوری به خانه‌ها می‌روند و پس از صرف شام، رسمی به نام «باجالوق» یا «شال سالاماغ» شروع می‌شود و تا انتهای شب ادامه می‌یابد.

این رسم اینطور است که بچه‌ها به پشت‌بام خانه‌ها می‌روند. سپس دستمال یا کیسه‌ای را به یک طناب بلند می‌بندند که به آن‌ شال نیز می‌گویند. در داخل دستمال سنگریزه‌ای قرار می‌دهند و از پشت بام به پایین می‌اندازند. سپس طناب را تکان می‌دهند تا دستمال به شیشه پنجره برخورد کند. هدف از این کار این است که صاحب خانه متوجه شود و به آنها «باجالوق» بدهد.

باجالوق می‌تواند پول نقد باشد، یا تخم‌مرغ رنگی، و یا آجیل. در حین انجام این کار اتفاقات جالبی رخ می‌دهد. برای نمونه صاحب‌خانه اگر آدم شوخ طبعی باشد، لحظاتی را سر به سر بچه‌ها می‌گذارد. اگر در خانه دختر بچه کوچکی داشته باشند می‌آورند و وانمود می‌کنند که به شال بسته‌اند یا شال را مدتی نگه می‌دارند و می‌گویند اگر خودت را معرفی نکنی شال را رها نمی‌کنیم. زیرا شیرینی این کار در خفا ماندن فرد است. (در قدیم که پشت‌بام خانه‌ها دارای روزنه‌ای بود که جهت تهویه هوای خانه تعبیه شده بود و «باجا» نامیده می‌شد، شال هم از این روزنه‌ها به داخل خانه انداخته می‌شد. ولی الان دیگر از باجا‌ها اثری نمانده است. اسم رسم «باجالوق» هم از همین «باجاها» گرفته شده است.

الان که بچه‌های کوچک نمی‌توانند به پشت بام‌ها راه پیدا کنند، زنگ در خانه‌ها را می‌زنند و «باجالوق» خود را طلب می‌کنند.

رسم کلید انداختن (کلید سالماق)

یکی از رسم‌های این شب هم کلید انداختن (کلید سالماق) یا «فالگوش» ایستادن است. در این رسم ابتدا نیت می‌کنند و سپس مخفیانه پشت پنجره‌ی شخصی می‌ایستند و زیر پایشان کلیدی قرار می‌دهند. سپس به صحبت‌هایی که داخل خانه می‌شود گوش می‌دهند و از سخنان شنیده شده، اتفاقات سال جدید را پیش‌بینی می‌کنند و با این کار نیت خود را تعبیر می‌کنند.

ساکنین خانه نیز این احتمال را می‌دهند که شاید کسی فالگوش ایستاده باشد. بنابراین سعی می‌کنند حرف‌های نیک بزنند.

صبح روز چهارشنبه

صبح چهارشنبه مردم زودتر از روزهای قبل از خواب بیدار می‌شوند و به کنار رودخانه، نهرها و جوی‌ها می‌روند. پس از شستن دست و صورتشان سه بار از روی آب جاری می‌پرند و اصطلاحاتی همچون «آتیل ماتیل چرشنبه/ بختیم آچیل چرشنبه» را زمزمه می‌کنند.

اعتقاد بر این است که با پریدن از روی آب در این صبح، تمام بیماری‌ها و پلیدی‌ها به آب ریخته می‌شود و آب جاری آن بیماری‌ها را از انسان دور می‌کند و در سال جدید انسان سالم و تندرست می‌شود.

رسم «بایرام پایی»

رسم است  پسرهایی که نامزد دارند، همینطور پدرها و برادرهایی که دخترشان و خواهرشان در خانه بخت است، هدیه‌ای را که به «بایرام پایی» معروف است به خانه‌ی نامزد دختر و خواهر خود بفرستند.

بایرام پایی معمولا عبارت است از پارچه یا لباس برای زن، پیراهن برای شوهر، جوراب، تخم‌مرغ رنگی برای بچه‌ها، یک دیس پلو شب عید، شیرینی و آجیل و غیره که در یک سینی بزرگ قرار می‌دهند و سینی را در بقچه سفید رنگ گلدوزی شده قرار داده و پسر جوان خانواده روی سر گذاشته و به خانه خواهر یا عمه می‌برد.

البته برای تازه عروس علاوه بر داماد، اقوام نزدیک و دوستان نزدیک نیز «پای» ( هدیه ) می‌فرستند.

ناگفته نماند که «بایرام پایی» برای تازه عروس‌ها رنگین‌تر از بقیه است و معمولا علاوه بر اقلام یاد شده، شامل طلاجات و غیره نیز می‌شود. البته این به وضع مالی داماد بستگی دارد. بایرام پایی را شب عید یا شب چهارشنبه می‌برند.

بعد از ظهر آخرین روز سال

مردم زنوز در بعد از ظهر آخرین روز سال بر سر مزار درگذشتگان خود در قبرستان‌ها حاضر می‌روند و بعد از خواندن فاتحه و یاد کردن عزیزان در خاک خفته‌شان حلوا و خرما و اخیراً کیک و کلوچه پخش می‌کنند. حلوا را به مقدار زیاد در داخل یک قرص نان لواش می‌گذارند و در سینی بزرگ می‌چینند و به گورستان می‌آورند.

شب عید

شب عید بعد از صرف شام که معمولا قورمه‌سبزی خوشمزه‌ای است و به «پلو شب عید» معروف است، به خانه کسانی که در طول سال کسی را از دست داده‌اند می‌روند و با این کار سعی می‌کنند بستگان شخصِ درگذشته احساس تنهایی نکنند.

اهالی زنوز برای شب عید احترام ویژه‌ای قایل هستند و تا آنجا که مقدور است سعی می‌شود این شب با شکوه و با شادی هر چه بیشتری سپری شود و تا آنجا که ممکن است تلاش می‌شود در این شب همه‌ی اهل خانواده دور هم و کنار هم باشند.

صبح عید

صبح اولین روز عید اهالی هر محله در مسجد مرکزی محله جمع می‌شوند و دسته جمعی به مساجد محلات دیگر می‌روند و به کسانی از محلات دیگر که عزیزی را در سال پیش از دست داده و عزادار بوده‌اند، عید را تبریک می‌گویند.

در بین راه اهالی محله‌ای با محله دیگر باهم روبرو می‌شوند و عید را به یکدیگر تبریک می‌گویند. این کار یکی از رسم‌های پسندیده زنوز است که تقریبا همه اهالی در همین نیم‌روز همدیگر را ملاقات می‌کنند و سال جدید را به هم تبریک می‌گویند و یک فضای متحدانه‌ای را به نمایش می‌گذارند.

اهالی بعد از سر زدن به مساجد همه محلات، به مسجد محله خود مراجعه می‌کنند و هر کس به توان خود مبلغی را جهت اداره و هزینه‌های مسجد در سال جدید می‌پردازد و برای خادم مسجد که مجاور نامیده می‌شود، تعیین می‌نمایند. همینطور در باره برنامه‌هایی که قرار است در سال پیش رو برای محله انجام دهند تصمیم‌گیری می‌کنند و بعد هرکس به خانه خود می‌رود و بعد از آن دید و بازدید‌ها شروع می‌شود.

در جریان دید و بازدیدها بزرگترها به بچه‌‌ها عیدی می‌دهند که به ترکی «بایراملوق» گفته می‌شود.

در زنوز به عید نوروز، «نوروز بایرامی» یا «ایل بایرامی» (عید سال ) می‌گویند.

بازی‌ها و سرگرمی‌ها

هر دیاری برای خود آداب و رسومی دارد که گاها این رسومات با دیگر مناطق وجه اشتراک و افتراقی را نیز دارا هستند. بعضی از رسومات ولی مخصوص یک منطقه خاص است. همچنین هر رسم و آیینی، نخست در یک منطقه به وجود آمده و در گذر زمان در مناطق دیگری فراگیر شده است.

در زنوز نیز بازی‌ها و سرگرمی‌های فراوانی مرسوم بوده که شرح مبسوطِ آنها در این جا نمی‌گنجد.

البته با توجه به فضای اجتماعی و فرهنگی حاکم بر شهر زنوز، قاطبه‌ی بازی‌ها دست‌کم تا دوران نوجوانی به صورت مختلط  در کوچه‌ها و محله‌ها و حیاط خانه‌ها و محوطه‌ی باغ‌ها انجام می‌شد.

همچنین اکثر بازیهای یاد شده بصورت گروهی انجام می‌شده و روح همکاری و اتحاد در بین افراد هم گروه و صداقت و راستی نسبت به گروه مقابل، حاکم بوده و هر بازی قاعده و قانون مخصوص خودش را داشته است.

در کل، بازیها و سرگرمی ها ی زنوز را می توان در دو گروه دسته بندی کرد: بازی‌های دخترانه و بازی‌های پسرانه.

نمونه‌ای از بازیهای پسرانه:

۱ – شاهی تختان یئره سالماق («پایتخت آلماق» نیز می گفتند)

۲ – ماللا میندی اویناماق

۳ – ایششک قووماق (خرسواری)

۴ – آت قووماق (اسب سواری) مختص کسانی بودکه اسب داشتند البته خر را اکثر خانواده ها داشتند و به همین خاطر بیشتر رایج بود

۵ – هِل دسته سی اویناماق

۶ – آشیغ اویناماق

۷ – میللک چیخماق (میللح چیخماق)

۸ – بیللک چیخماق (بیللح چیخماق)

۹ – هشترمه سی کیچماق

۱۰ – آغاج  ویزیل داتماق

۱۱ – آغاج قورماق

۱۲ – آغاج دوزماق

۱۳ – بورک تپه سی اویناماق

۱۴- توپ عربی اویناماق

۱۵ – بله مه گیزیر اویناماق (شاه و وزیر)

۱۶ – گول گول اویناماق (گل و پوچ)

۱۷- سولاشماق (معمولا در کنار رودخانه زنوز چای انجام می شد)

۱۸ – قونویا وورماق

۱۹ – اوخ آتماق (تیر و کمان بازی)

۲۰ – داش آتماق

۲۱ – داش قوزاماق

۲۲ – ویزماق یا زیوماق (سر سره بازی یا اسکی –  بازی مخصوص زمستان)

۲۳ – قار گول له سی اویناماق

۲۴ – قار آدامی دوزتماق (آدم برفی درست کردن)

۲۵ – آتیلاتما گئتماق

۲۶ – یومورتا دویوشتورماق

۲۷ – جویز دویوشتورماق

۲۸ – دینگیلن هوپ (الک دولک)

و نمونه‌ای از بازی‌های دخترانه:

۱ – آرادان ووردی اویناماق

۲ – گیزلن پاچ اویناماق (قایم باشک بازی)

۳ – ایپ گئچماق

۴ – ایپدن آتیلماق

۵ – اوچ داش اویناماق (بش داش و یدی داش هم بود)

۶ – لس لس اویناماق

۷ – قوندوم قوندوم اویناماق

۸ – اووا دوزه تماق (عروس بازی)

۹ – کووف آسماق (تاب بازی)

۱۰ – قووالا قاشدی اویناماق

۱۱ – قوناق باجی اویناماق