مشاهیر

مشاهیر زنوز در طول زمان

۱- آقا علی مدرس زنوزی (استادالاساتید)

 

حکیم موسس آقا علی زنوزی ، معروف به آقا علی حكيم و آقا علی مدرس. فرزند ملاعبدالله زنوزی  از اساتيد كم نظير دو قرن اخير است. در سال 1234 در اصفهان  متولد شد، از پدر معقولا و منقولا استفاده كرده است. برای تكميل علوم‏ منقول به عتبات رفت و پس از مراجعت‏ به تهران به اصفهان رفت و از محضر درس ميرزا حسن نوری فرزند ملاعلی نوری بهره‏مند شد ، از آنجا به قزوين‏ رفت و از درس ملاآقای قزوينی استفاده كرد، بار ديگر به اصفهان رفت و مجددا در خدمت ميرزا حسن نوری به تكميل تحصيلات پرداخت ، آنگاه به‏ تهران مراجعت كرد و سالها در مدرسه سپهسالار قديم مدرس رسمی بود و در سال 1307 در تهران درگذشت .

آثار باقي‌مانده از او عبارتند از: تعليقات بسيار مهمي بر اسفار و الشواهد الربوبيه و شرح الهدايه الاثيريه، مقدمه بر مفاتيح‌الغيب ملاصدرا، تعليقات بر شوارق الالهام لاهيجي و لمعات الهيه ملاعبدالله زنوزي و تعدادي رساله مستقل در مسائل گوناگون حكمت كه مهمترين آنها <بدايع‌الحكم> به فارسي است. بدايع الحكم در واقع سرآغاز بحث درباره فلسفه تطبيقي در دوران جديد در تاريخ فلسفه اسلامي است و از اهميت تاريخي برخوردار است

آقا علي‌مدرس‌ زنوزي‌ پسري‌ داشت‌ به‌ نام‌ حسن‌ كه‌ لقب‌ شرف‌الملك‌ به‌ او داده‌ شد و چون‌ حج‌گزارد حاجي‌شرف‌ الملك‌ شد و نام‌ خانوادگي‌ خود را فلسفي‌ انتخاب‌ كرد و در استانبول‌ ازدواج‌ كرد و روز يكشنبه‌ 23 آذر 1320 درگذشت‌.

۲- ملا عبدالله مدرس زنوزی

ملاعبداللّه‌ مدرس‌، فرزند بيرمقلي‌، ملقب‌ به‌ باباخان‌ (مسقط‌ الرأسش‌ قريه‌ زنوز از مضافات‌ و توابع‌ مرند از قراي‌ تبريز) در بدايت‌ سن‌، از زنوز به‌ خوي‌ رفت‌ و به‌ تحصيل‌ علوم‌ عربيه‌ و ادبيه‌ مشغول‌ شد و به‌ اقصي‌الغاية‌ تحصيل‌ نمود چنان‌ كه‌ به‌ ملاعبداللّه‌ نحوي‌ معروف‌ شد. از خوي‌ به‌ كربلا رفت‌ و در خدمت‌ آقاسيد علي‌ طباطبايي‌ صاحب‌ كتاب‌ رياض‌، مشهور به‌ شرح‌ كبير به‌ تحصيل‌ اصول‌ فقه‌ مشغول‌ شد. پس‌ از چندي‌ به‌ ‌ قم‌ رفت‌ و در خدمت‌ مرحوم‌ ميرزا ابوالقاسم‌ قمي‌ صاحب‌ كتاب‌ قوانين‌ الاصول‌ به‌ خواندن‌ آن‌ كتاب‌ مواظبت‌ نمود. پس‌ از فراغ‌ به‌ اصفهان‌ رفت‌ و در خدمت‌ مرحوم‌ ملاعلي‌ نوري‌ به‌ تحصيل‌ اصول‌ فقه‌ و در خدمت‌ مرحوم‌ حاج‌ سيد محمدباقر رشتي‌ به‌ تحصيل‌ علم‌ فقه‌ مشغول‌ شد و در علوم‌ رياضيه‌ به‌ قدر امكان‌ تحصيل‌ نمود.

آخوند ملاعبداللّه‌ زنوزي‌ در حكمت‌ و فلسفه‌ از شاگردان‌ خاص‌ ملاعلي‌ نوري‌ است‌ و براي‌ استاد احترام‌ خاصي‌ قائل‌ است‌ و برافكار او احاطه‌ كامل‌ دارد. وي‌ به‌ رموز و مشكلات‌ و دقايق‌ كتب‌ اسفار و آثار ديگر ملاصدرا وارد است‌.

از شاگرادن‌ اويند:
1- فرزند گرامي‌اش‌ آقا علي‌ مدرس‌ زنوزي‌
2- ميرزا ابوالقاسم‌ نوري‌ معروف‌ به‌ كلانتر
3- آخوند ملاحسن‌ خويي‌

برخي‌ از آثار او عبارتند از:
1- تعليقات‌ مختصري‌ براسفار
2- تعليقه‌ بر شواهد الربوبيه‌
3- تعليقه‌ بر مبدأو معاد
4- تعليقه‌ بر اسرار الاَيات

‌ 5- تعليقه‌ برشفا
6- تأليف‌ انوارجليه‌ در شرح‌ حديث‌ حقيقت‌ مولي‌ اميرالمؤمنين‌ علي‌ (ع‌)، كه‌ در سال‌ 1247 ه. ق‌. پايان‌ يافته‌ است‌
7- تأليف‌ لمعات‌ جلية‌ در اثبات‌ واجب‌ الوجود و اثبات‌ صفات‌ او تبارك‌ و تعالي
8- رساله‌ علميه‌ در كشف‌ عقوبات‌ اخرويه‌ تأليف‌ 1239 ه.ق‌

۳- میرزا غفار خان زنوزی

میرزا غفار خان زنوزی فرزند حاج حسن از اهالی محله میرجان زنوز از سرداران بنام مشروطه است که به همراه برادرانش میرزا جبار – میرزا ستار و تیمور آقا خدمات فراوانی را به فرهنگ زنوز و انقلاب مشروطه انجام داده است. وی از طرفداران حیدرخان عمواوغلی و عضو تیپ هواداران انقلابی بود هنگامی که عمواوغلی ازایران رفت میرزا غفارخان لباس سیاه برتن کرده و گفت تا دیدن دوباره عمواوغلی سیاه پوش باقی خواهم ماند حیدر خان را دیگر ندید و او به سیاهپوش معروف شد و خانواده اش هم این نام را به نام فامیلی انتخاب کردند. میرزا غفارخان نویسنده ای چیره دست و ناطق زبردستی بود و شعر هم می‌سرود.

۴- فرج آقا زنوزی

وقتی صفحات تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران و خصوصا آذربایجان را ورق می زنیم حضور پر رنگ مبارزان زنوزی را مشاهده می کنیم که در رویدادهای هر دوره نقش آفرین بوده اند در انقلاب مشروطیت نیز زنوزیان شرکت فعال داشته اند وزنوز مرکز و محور آزادی‌خواهان منطقه مرند محسوب می شد و سرداران بنام زنوزی همچون” فرج آقا زنوزی” و “میرزا غفار خان زنوزی” نام زنوز را با رشادتها و فداکاریهای خود در صفحات زرین تاریخ آذربایجان به نیکی ثبت کرده اند و موجب سربلندی آن گشته اند دراین پست کوتاه و خلاصه از” فرج آقا زنوزی” یاد می کنم و در مورد میرزا “غفار خان زنوزی” در آینده خواهم نوشت.

“فرج آقا زنوزی” از ساکنین محله میرجان زنوز بود با اینکه کار های ارزشمندی انجام داده ولی متاسفانه بنوعی گمنام است چون اطلاع زیادی در مورد زندگی و آخر وعاقبت او در دست نیست” فرج آقا “در اول جریانات مشروطه خواهی مترجم شاپشال روسی بود شاپشال صاحب منصب مهم روس در ظاهر سمت معلمی محمدعلیشاه را به عهده داشت و به وی زبان روسی یاد می داد اما در واقع نماینده دولت روسیه در پیش شاه روس پرست بود از اینجا می توان پی برد که” فرج آقا “علاوه بر اینکه به سه زبان روسی – فارسی و ترکی تسلط کافی داشته در جریان بسیاری از امور نیز بوده است در همان اوایل کار که بوی انقلاب به مشامش خورد از مترجمی شاپشال کنار کشیده و خود را به قفقاز رساند و از آنجا روانه زنوز و سپس تبریز شده و در جرگه انقلابیون طراز اول تبریز و جزو یاران نزدیک ” ستارخان” گردید.

“فرج آقا” از مجاهدان بنام مشروطیت است یکی از کار های چشمگیر او گشودن شهر مرند می باشد مرند در مسیر راههای روسیه و عثمانی و اروپا قرار داشته و دارد درآن برهه از زمان مقدار زیادی از مایحتاج زندگی مردم آذربایجان بویژه تبریز که در تصرف مشروطه خواهان بود و همچنین اسلحه و لوازم مورد نیاز مجاهدین مشروطه از این راه تامین می شد لیکن این ناحیه در تصرف شجاع نظام مرندی قرار داشت.